ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
133
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
و توانسته است بگريزد . باران فحش از قبيل « اى پدرسوخته پلنگ » به سوى پلنگ خيالى سرازير مىشود . اما خوب ديگر نتيجه حاصل شده است ؛ شاه سرحال و به هيجان آمده است . يا اينكه غزال اسير يا رامى را به صحنهء شكار كيش مىدهند و به عنوان شكارى وحشى صيد مىكنند ؛ من خود يكبار ديدم كه چگونه حيوان رامى را كه خود را به صاحبش مىچسباند به چه تمهيد و حيلهاى توانستند از او جدا سازند . تفريح شاه در شبها ، بازى شطرنج يا ورق است ؛ شاهزادگان و بزرگان به بازى دعوت مىشوند و به آنها نيز در حين دعوت يادآورى مىشود كه چه مبالغى بايد با خود همراه بياورند ، مسلم است كه همواره بخت با شاه يار است ؛ وى برد را بين خدمه تقسيم مىكند . مقارن اواخر روزهاى شكار و معمولا در روز پنجم دو شتر نر مست را براى جنگ به جان هم مىاندازند . اين حيوانهاى آرام مست مىشوند ، كف از دهانشان بيرون مىزند ، چشمهاى كوچكشان مىدرخشد و درحالىكه صداى نفرتانگيزى از خود برمىآورند منتظر لحظهاى هستند كه بتوانند با گردنهاى درازشان درهم بپيچند . آنگاه مىكوشند كه متقابلا يكديگر را درهم بكوبند و به زمين بيندازند و ديگر تا به زور از يكديگر جدايشان نكنند از جنگيدن دستبردار نيستند . پس از اتمام شكار ، شاه با همان جلال و جبروت كه آمده بود بازمىگردد ؛ منجمين ساعت سعد و مناسب و دروازهاى را كه از آن بايد وارد شهر شد معلوم مىكنند ؛ اعضاى ديوانى تا نيم ميل به استقبال وى مىروند و وى هدايا و شيرينيهاى معمول و متعارف را دريافت مىدارد . حيوانات قابل صيد زير فعلا در ايران وجود دارند : كفتار كه تقريبا در نزديكى شهر بسيار است و چون هيچگاه به كسى حمله نمىكند مورد ترس و وحشت هم نيست ؛ گرگ كه خطرناكترين حيوان درنده است و حتى در اين مورد شير و پلنگ را هم نمىتوان از آن برتر شمرد ؛ از اين حيوان در تمام نواحى بسيار ديده مىشود ؛ شغال كه فراوانترين حيوان درنده در سراسر ايران است و حتى در شهرهائى مثل تهران و اصفهان هم يافته مىشود و شبها زوزهء كريه خود را به گوش مىرساند ؛ روباه و دله كه آنها نيز فراوان و سخت به حال مرغدانيها مضرند ؛ ببركه در جنگلهاى مازندران كم نيست و به بچهها ، حتى هنگامى كه شبانى گاو و گوسفند را به عهده دارند ، تقريبا هيچگاه حملهور نمىشود ؛ يوزپلنگ كه سابق آن را براى شكار تربيت مىكردند . از اين حيوان نيز در جنگلهاى مازندران ديده مىشود ؛ سياهگوش نيز بهمچنين ؛ شير بدون يال در خوزستان و سرزمينهاى خليج فارس ؛